با دلم با دل تو

با دلم با دل تو
پایِ بر سینه یِ این راه زدیم
پایِ کوبان دست در دست گذر می کردیم
گویی اما ته این راه دراز
دزد شبگیر جنون منتظر است
من و عشق تو و این راه دراز
همه روز و همه شب
در پی یافتن سایه درختی . آبی..
در سکوت غم تنهایی خویش
ببین هر ثانیه را
لا به لای سخن و قافیه را می گشتیم
در غم عشق,تو مردم اما
این صدای ضربان و تپش قلب ره عشق, هنوز
از قدم های بلند من و توست ..
هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

چقدر دوست داشتنی اند آدم هایی که تو هر,شرایطی حالت رو می پرس...

!

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

میگم: پاییز اگه خواننده بود صداش عین صدای بنان بودوقتی که با...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۲شب سئول ساعت ۸ ..گرم مربوط به نرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط