بعدش رفتیم پارک ساعی...
بعدش رفتیم پارک ساعی...
وقتی داشتیم از پله ها بالا میرفتیم دستش رو گرفتم!
اولین دختری بود که دستش رو میگرفتم!
سرد سرد بود...
اضطراب داشت چون اونم اولین بارش بود...
فک کنم یک ساعتی توو پارک بودیم و...
برگشتیم خونه...
رو ابرها بودم... خییییییلی روز خوبی بود
وقتی داشتیم از پله ها بالا میرفتیم دستش رو گرفتم!
اولین دختری بود که دستش رو میگرفتم!
سرد سرد بود...
اضطراب داشت چون اونم اولین بارش بود...
فک کنم یک ساعتی توو پارک بودیم و...
برگشتیم خونه...
رو ابرها بودم... خییییییلی روز خوبی بود
- ۹۲۵
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط