و این بار

و این بار
از آخر بود آغاز قصه ی ما
درودی نگفته
بدرود را چشیدیم
طلوعی نداشت غروب چشمهایمان
غزلی بی مطلع
که مصرع نخستینش
مقطع آن بود

سر بریدند گلوی خشکیده را بی آب
و چه دروغین گریه ها
که ریخته نشد

نامه ی نخوانده را سوزاندند
وشعر را
به دیناری فروختند

های ای آدمیان
چه وارونه دنیایست ......نه؟
بکوبید بر طبل رسوایی خویش
که قصه را از آخر آغاز کرده اید!!!
دیدگاه ها (۲)

و این باراز آخر بود آغاز قصه ی مادرودی نگفتهبدرود را چشیدیمط...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اجرای زنده آذری بایجانیم با صدای دیجی هجران.مشگین شهر

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

#الحياة جميلة عندما #نختار حياتك الخاصة بدلا #من حياة الا #خ...

آقا جـآن ،علی‌الاصـول ما همه جـٰان فدای شماییم:))#آیت_الله_س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط