نیمی زمینی ام

نیمی زمینی ام
نیم آسمانی ام
محتاج پر زدن
مجنون آنی ام
گفتم ببینمت
گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حسن
برون آی دمی ز ابر
تا آستان کویت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی در،دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی،پایم چرا بریدی...(:
دیدگاه ها (۲)

بیرون برفه...میرم!درست تو یه شب برفی...برف نو!آرومه! شاده!رف...

بیا بشین یه دیقه خسته باش جای این جلافتا یه سیگار بگیرونیم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط