در خیالم گَه گَهی؛شـب ها،نِگاهـت می کنم ..

در خیالم گَه گَهی؛شـب ها،نِگاهـت می کنم ..
دیـده را آواره در، چشــمِ ســیاهت می کنم ...

یک نظر،دیدن؛مرا،درپیشِ عشقت میکُشد ...
درخیالم،صدنظر،هم، فرش راهت می کنم ...

با تودارم مـاجـرا هـا ؛در خــیـالم،تا سحـر ...
تا سـحر، آغوشِ سـردم را،پناهـت می کنم ...

من خیـالاتی شدم؛ دیگر شبی برگــشته ای ...
بوسـه هایم را؛ نـثار روی ماهــت می کنم ...

گفته انددیگر خیالش هم گناهست؛بی خیال ...!
مـن ولـی ،درکنـج یادم،هم ،گـناهت می کنم ...
رخ نمایان می کنی،تا ماتِ چشمانت شوم ...؟
لحظه ای من رابِبین؛دل ماتِ شاهت می کنم ...
دیدگاه ها (۳)

ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﺖ ﻓﺮﺳ...

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

روزه می گیرم،ولی یادت خرابش می کندسرکه میریزم،ولی عشقت شرابش...

هر چی بعد از تو کنارم بود رفت خاطره موندتب تو دار و ندارمو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط