چشمانت را مےبوسم

چشمانت را مےبوسم
ڪہ گریستہاند براےِ عشق
لبانت را ڪہ
سڪوت ڪردهاند براےِ عشق
وگونہهایت را ڪہ
از عشق داغ است
امّا براےِ دڸِ بےتابت
چہ مےتوانم ڪرد
جز دوست داشتن تو
دیدگاه ها (۶)

لبانمطعم بوسه هایت را از یاد برده تلخ تلخ اَند کامم تیر مےکش...

به عشق تو هرشب هوس مےکنم؛یه کم آسمان تماشاکنم؛یه راهےنشون بد...

درزیباترین....عاشقانه هاےجهان؛همیشه قلـــب یــڪ زن درمیان اس...

تحمل کردن قهر؛ تـــو رایک استکان بس نیستــ؛تسلےدادن یک فاجعه...

چشمانت را دیدم، اشک در آن حلقه زد، اما تو بغضت را فرو خوردی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط