چقدر معرکه ای

چقدر معرکه ای!
که می شود با چشم هایم
رویِ سبزه یِ تنت غزل بکارم
و بوسه درو کنم...
وقتی آنقدر بی خبری از حالم
که خواب را بغل گرفته ای!
چقدر معرکه ای!
که آن قدر بیخود و با توام
که نیمه شب خدا
دستش را زیرِ سرم می گذارد
و می گوید:
آرام آرام چشم هایت را ببند
من می فرستمش به رویایت!
چقدر معرکه ای
که با خدا سَر و سِرّ داری!
دیدگاه ها (۲)

بعضی از آدم ها انگار از بهشت آمده اند ...یک جورِ عجیبی خوبند...

زن که باشی؛نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی!سیگاری آتش بزنی!...

بیایید در این شب های قدر ؛احیایِ انسانیت بگیریمو حواسمان باش...

خدایا ؛گاهی مرا در آغوش بگیر ...وقتی در محاصره ی مشکلاتم و ت...

نقص هایت را می پرستم پارت پنجم

آماده این برای اوِلین بغل....و بوسه😂👍اسم رمان = آیا نفرت مان...

دفترچه خاطرات ورونیکا_۱۴ژانویهایا بگویم دوستت دارمکاش جرئت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط