باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار می‌آید

باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار می‌آید
باز هم عشق‌ به‌ یار ، دل به‌ قرار می‌آید

یارمن غمزه بس‌است گرم‌نما قلب مرا
که‌دراین‌موسم‌خوش‌عشق‌‌بکار می‌آید

شب تنهایی من رفت و سحر باز آمد
دردهجرگم‌شدورفت‌وصلت یار می‌آید

قلم این بار تو را نقش به گل ‌ها کرده
عطر خوش بوی تو ، بهتر ز بهار می‌آید

صورت چون مه‌تو در پی مهتاب شبم
امشب‌آخر لب‌مست خنده‌کنان می‌آید

خرم از باد صبا باز غزل خواهم خواند
باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار می‌آید
دیدگاه ها (۱)

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

...باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار می‌آیدباز هم عشق‌ به‌ ی...

...دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی ...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...همگان شعر دو چشمان تو ...

چون تو آیی همه جا بوی بهار می آید سبزه وگل به تنِ دشت و دیار...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانندهمگان شعر دو چشمان تو را م...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانندهمگان شعر دو چشمان تو را م...

خوش خبری می آید🍃❤

... نفسم‌ باز گرفته‌‌است دلم شوق پریدن دارد پای‌ ازشوق‌توچون...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...همگان شعر دو چشمان تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط