تو اگر آمدی

تو اگر آمدی
باغی باش که بتوان قدمت زد
سیبی که گازت
لبی که ماچت
و خدایی که بانگت زد

من سلام هایم قاب
سلام هایم ساکت
سلام هایم فریاد
سلام هایم را داده ام
.
تو اگر آمدی
سازی باش کوک
تاری باش خوش نوا
شبی باش بی صبح
که بتوان هم آوازی خواند و هم
رکعتی برای خدا

تو اگر آمدی چنان بیا،
نه من بفهمم نه کس
نه خود بفهمی نه من
نه من بدانم که ای
نه تو بدانی که ام
دیدگاه ها (۱)

گاهی آدم‌ها خوشی‌های ڪوچڪ را در انتظار خوشبختی بزرگ از دست م...

کوهو میذارم رو دوشم رخت هر جنگو می پوشم موجواز دریا میگیرم...

دل مرنجان ! که زِ هر دل به خدا راهی هست… هر که را هیچ به کف...

دیگه من با تو غریبه نیستم، نفسهات محرم دستهای منهمی دونم که ...

معصومه که باشی، عصمت از دستانت می‌چکد و عطر فاطمه دامنت را پ...

آمدی در خواب من دیشب چه کاری داشتی؟ای عجب از این طرف ها هم گ...

آمدی در خواب من دیشب چه کاری داشتی؟ای عجب از این طرف ها هم گ...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

سلام بر خون خداسلام بر رحمه‌الله‌ الواسعهسلام بر نور چشم رسو...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

⭕️ عشق غرور ⭕️قسمت هفتمهر کلمه ای که از دهان او خارج می شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط