مسابقه دهنده
« مسابقه دهنده »
جونکوک: پسری ۲۳ ساله که مادرش در اثر سرطان مرد دوست دخترش بهش خیانت کرد
ات : دختری۱۹ ساله که پدرش یک روانیه و به همین الط با طلاق گرفتند. دوست پسرش بهش خیانت کرد
ویو ات
دو سال از وقتی مادر و پدر جدا شدن میگذره و مادرم عاشق فردی شده که مخفیانه باهم ازدواج کردند چون فکر کرد من از ازدواج با اون مرد مخالف میکنم اما بعد از مدتی مادرم بهم گفت و من بهش حق دادم و قرار شد از این کشور بریم و به سعول پیش شوهر مادر بیرم ولی من از این موضوع خیلی ناراحتم چون قرار بود دیگه دوستام رو نبینم و این منو خیلی ناراحت و اصبانی میکرد.
ویو ات وقتی رسیدیم
ویلا خیلی بزرگی بود خیلی بزرگ
اما من بابی احترامی گفتم خیلی زشت و کلخنس
مادرم میشگونم گرفت و دیگه چیزی نگفتم که همسر مادر اونم و هم رو بغل کردن
شوهر مادرش : سلام آت میتونی منو پدر صدا کنی
آت : خودم میدونم 😒
ویو ات
حوصله هیچی نداشتم و گشنم هم شده بود
رفتم دنبال اتاقم میگشتم که آشپز خونه رو دیدم تصمیم گرفتم غذا بخورم که.......
❤️🔥خوشگلا حمایت کنید پارت بعد رو بزارم ❤️🔥
جونکوک: پسری ۲۳ ساله که مادرش در اثر سرطان مرد دوست دخترش بهش خیانت کرد
ات : دختری۱۹ ساله که پدرش یک روانیه و به همین الط با طلاق گرفتند. دوست پسرش بهش خیانت کرد
ویو ات
دو سال از وقتی مادر و پدر جدا شدن میگذره و مادرم عاشق فردی شده که مخفیانه باهم ازدواج کردند چون فکر کرد من از ازدواج با اون مرد مخالف میکنم اما بعد از مدتی مادرم بهم گفت و من بهش حق دادم و قرار شد از این کشور بریم و به سعول پیش شوهر مادر بیرم ولی من از این موضوع خیلی ناراحتم چون قرار بود دیگه دوستام رو نبینم و این منو خیلی ناراحت و اصبانی میکرد.
ویو ات وقتی رسیدیم
ویلا خیلی بزرگی بود خیلی بزرگ
اما من بابی احترامی گفتم خیلی زشت و کلخنس
مادرم میشگونم گرفت و دیگه چیزی نگفتم که همسر مادر اونم و هم رو بغل کردن
شوهر مادرش : سلام آت میتونی منو پدر صدا کنی
آت : خودم میدونم 😒
ویو ات
حوصله هیچی نداشتم و گشنم هم شده بود
رفتم دنبال اتاقم میگشتم که آشپز خونه رو دیدم تصمیم گرفتم غذا بخورم که.......
❤️🔥خوشگلا حمایت کنید پارت بعد رو بزارم ❤️🔥
- ۳۱۲
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط