به وقتش متوجه نبودم اما دانه دانه رنجهایی که به من میرس
به وقتش متوجه نبودم اما دانه دانه رنجهایی که به من میرسید، آجری بود که جهان مرا میساخت و ارتفاع دید مرا بلندتر میکرد.
من با هر رنج، پختهتر میشدم و بیشتر میفهمیدم و بیشتر میسنجیدم و پله پله آگاهتر میشدم.
رنجها سنگ محک بودند و عیار مرا میسنجیدند و مقاومتِ من بود که ثابت میکرد چقدر میارزم...
@night_mag
من با هر رنج، پختهتر میشدم و بیشتر میفهمیدم و بیشتر میسنجیدم و پله پله آگاهتر میشدم.
رنجها سنگ محک بودند و عیار مرا میسنجیدند و مقاومتِ من بود که ثابت میکرد چقدر میارزم...
@night_mag
- ۴۰
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط