#اربابسنگدل
#اربابسنگدل
#پارت_2
ویوی جونگ کوک :
با بچه ها رفتیم به همون ساختمون
جونگ کوک با لبخندی : خببب بریم تو این اتاق قایم شیم خب اون مرتیکه امروز روز آخرشه
با همون بیست نفر رفتن تو ی اتاق منتظر بودیم
که ...
یکی از افراد گفت : ی صدای تیک و تاکی نمیاد؟؟
که بقیه هم. یکم رفتن تو فکر
جونگ کوک : درسته ی صدایی میاد
دنبال این بودیم صدا از کجاست که بلاخره بچه ها فهمیدن از کجاست
رنگ از روشون پرید
متعجب پرسیدم : چیشده
که یکی از افرادم گفت: بچه ها 10 ثانیه مونده ازش
یهو نگاه همشون اومد سمت من
گفتن : رئیس...
نزاشتن جوابی بدم اومدن سمتم و دورم حلقه شدن مونده بودم. چیشده
که با نیرویی که اومد سمتمون. نفهمیدم چیشد
چندی گذشت چشمام رو چند بار به هم زدم چیشد الان دقیقا چیشد اینجا
نگاهم رفت به دوروبرم
به افرادم
به خانواده ام ...
کسایی که ده سال باهاشون بودم
الان تیکه تیکه جلوم بودن...
جلو روم برای من که این چیزا رو زیاد دیده بودم ایندفعه فرق میکرد سنگینی روی قلبم بود
اشک تو چشمام حلقه زد برای اولین بار
جونگ کوک : الانم به فکر محافظت از من بودین اره ؟؟
نشسته به خون که همه جا ریخته شده بود نگاه میکردم
شکستم از درون
روی زانو روی زمین نشسته بودم
یکم که گذشت....
از زبان راوی:
یکم که گذشت تهیونگ نفس نفس زنان وارد اتاق شد با صحنه ای که دید شکست به کوک که. با چشمایی پر از اشک نشسته بود نگاه کرد
تهیونگ : کوک ...
جونگ کوک با داد : اون عوضییی از کجا خبر داشته
تهیونگ: دقیق نمیدونم کار اون بو_
جونگ کوکنزاست تهیونگ حرفش رو ادامه بده گفت : کی بگو کی
تهیونگ : خب ببین کوک شاید کار اون نباشه هنوز مطمئن نیستم
جونگ کوک عصبی : زر میزنی یا نه کی به اون هه جو عوضی خبر داده ما میایم
بعد که تهیونگ سرشو انداخت پایین. بلند تر داد زد : کار کدوم حرومزاده بود میگم
تهیونگ بلاخره به حرف اومد : ی دختره بود. نمیدونم کار همون بوده از اول یا نه. ولی به یکی از افراد هه جو گفت که تو افرادمون وارد ساختمون شدید من تا اومدم بهتون بگم هه جو خبر داره صدای انفجار رو شنیدم و...
جونگ کوک با لبخندی که از هر چیزی ترسناک تر بود گفت : ی دختر بلایی به سرش بیارم که..
فقط صب کن و ببین
تهیونگ : .....
جونگ کوک : دختره رو برام میارید
تهیونگ : ببین تو الان عصبی هستی گفتم مطمئن نیس_
جونگ کوک بلند گفت : گفتم اون دختره رو واسم میاریددد
تهیونگ ناچار گفت : باشه
لایک یادتون نره
#پارت_2
ویوی جونگ کوک :
با بچه ها رفتیم به همون ساختمون
جونگ کوک با لبخندی : خببب بریم تو این اتاق قایم شیم خب اون مرتیکه امروز روز آخرشه
با همون بیست نفر رفتن تو ی اتاق منتظر بودیم
که ...
یکی از افراد گفت : ی صدای تیک و تاکی نمیاد؟؟
که بقیه هم. یکم رفتن تو فکر
جونگ کوک : درسته ی صدایی میاد
دنبال این بودیم صدا از کجاست که بلاخره بچه ها فهمیدن از کجاست
رنگ از روشون پرید
متعجب پرسیدم : چیشده
که یکی از افرادم گفت: بچه ها 10 ثانیه مونده ازش
یهو نگاه همشون اومد سمت من
گفتن : رئیس...
نزاشتن جوابی بدم اومدن سمتم و دورم حلقه شدن مونده بودم. چیشده
که با نیرویی که اومد سمتمون. نفهمیدم چیشد
چندی گذشت چشمام رو چند بار به هم زدم چیشد الان دقیقا چیشد اینجا
نگاهم رفت به دوروبرم
به افرادم
به خانواده ام ...
کسایی که ده سال باهاشون بودم
الان تیکه تیکه جلوم بودن...
جلو روم برای من که این چیزا رو زیاد دیده بودم ایندفعه فرق میکرد سنگینی روی قلبم بود
اشک تو چشمام حلقه زد برای اولین بار
جونگ کوک : الانم به فکر محافظت از من بودین اره ؟؟
نشسته به خون که همه جا ریخته شده بود نگاه میکردم
شکستم از درون
روی زانو روی زمین نشسته بودم
یکم که گذشت....
از زبان راوی:
یکم که گذشت تهیونگ نفس نفس زنان وارد اتاق شد با صحنه ای که دید شکست به کوک که. با چشمایی پر از اشک نشسته بود نگاه کرد
تهیونگ : کوک ...
جونگ کوک با داد : اون عوضییی از کجا خبر داشته
تهیونگ: دقیق نمیدونم کار اون بو_
جونگ کوکنزاست تهیونگ حرفش رو ادامه بده گفت : کی بگو کی
تهیونگ : خب ببین کوک شاید کار اون نباشه هنوز مطمئن نیستم
جونگ کوک عصبی : زر میزنی یا نه کی به اون هه جو عوضی خبر داده ما میایم
بعد که تهیونگ سرشو انداخت پایین. بلند تر داد زد : کار کدوم حرومزاده بود میگم
تهیونگ بلاخره به حرف اومد : ی دختره بود. نمیدونم کار همون بوده از اول یا نه. ولی به یکی از افراد هه جو گفت که تو افرادمون وارد ساختمون شدید من تا اومدم بهتون بگم هه جو خبر داره صدای انفجار رو شنیدم و...
جونگ کوک با لبخندی که از هر چیزی ترسناک تر بود گفت : ی دختر بلایی به سرش بیارم که..
فقط صب کن و ببین
تهیونگ : .....
جونگ کوک : دختره رو برام میارید
تهیونگ : ببین تو الان عصبی هستی گفتم مطمئن نیس_
جونگ کوک بلند گفت : گفتم اون دختره رو واسم میاریددد
تهیونگ ناچار گفت : باشه
لایک یادتون نره
- ۱۴۰
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط