می ترسم...

می ترسم...
از روزی که فرزندم بپرسد :مادراز خاطرات "عاشقانه ات" بگو؟!
و من یاد خاطراتی بیافتم که مخاطبم پدرش نبوده...
دیدگاه ها (۲)

حساب عشق چرتکه ندارد!!! تو مال من بودی اگر عشقت اوراق بهادار...

می ترسم از خدا که نمیترسد از کسی می ترسم از کسی که نمیترسد ا...

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت :نرو...

jan!!!!,

جملاتم هـر روز ڪوتاہ تر مے شوندهـر روز چند ڪلمہ ڪمترچند ...

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

پارت هشتم

......//برده ی زیبا//......

my snow ❄#my_snowPT 36اونا دوباره شروع به زدن هم میکنن . ات ...

وقتی روش کراش داری

lost leaves/ معرفی رمان جیمین

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

گاهی نیت، ارزش یک کار را چندین برابر می‌کند...اگر درس می‌خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط