پرسش نکیر و منکر
پرسش نکیر و منکر
با حال غربت و ترس و وحشت بسیار زیاد و ناامیدی از کمک خویشان و دوستان بالای سر جنازه نشستم. همانطور که نشسته بودم
متوجه شدم که گور می لرزد و از دیواره ها و سقف لحد خاک می ریزد به خصوص پایین پای گور شدت بیشتری داشت انگار جانوری می خواست آنجا را بشکافد و داخل گور شود و بالاخره آنجا شکافته شد و دو نفر با صورت هایی بسیار وحشتناک و با هیکل هایی مهیب داخل گور شدند،
آنها مانند دیوهای قوی هیکلی بودند که از دهان و دو سوراخ بینی شان آتش بیرون می آمد و گرزهای آهنینی در دست داشتند که با آتش سرخ شده بود و آتش از آنها شعله ور بود.
آنها با صدایی رعدآسا که زمین و آسمان را به لرزه درآورده بود از جنازه پرسیدند: مَن رَبُک؟
من در این فکر فرو رفتم که آخر این جنازۀ بی روح چگونه می تواند پاسخ اینها را بدهد و مطمئنا او را با این گرزها طوری خواهند زد که گور پر از آتش شود. و به آن وحشت و ترسی که داشتم این آتش سوزان هم اضافه خواهد شد
بنابراین دیدم بهتر است که من پاسخ شان را بدهم.
به سوی خدای متعال چاره ساز بیچارگان و کارساز درماندگان توجه کردم و در دل خود به امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام دادرس درماندگان متوسل شدم ، چون ایشان را به خوبی می شناختم و به قدرت و توانایی ایشان که در همۀ امور مفید و نافذ بود واقف بودم و ایشان را بسیار دوست داشتم و این یکی از نعمت ها و چاره سازی های خدا بود که در هنگام وحشت و خطر که انسان هراسان می شود و راه به جایی ندارد و از همه مأیوس می شود.
" وَ تَرَی الناسَ سُکاری وَ ما هُم بِسُکاری".
این وسیلۀ بزرگ را به یاد خدا و خاطر انسان می آورد.
به محض این یادآوری و توسل، قلبم قوت گرفت و زبانم باز شد و چون سکوت و پاسخ ندادن من طولانی شده بود آن دو دیو با صورت و هیبتی که صد درجه از قبل بدتر و شدیدتر بود، بطوری که از شدت خشم و غیظ صورتشان سیاه و از چشم هایشان برق آتش شعله می زد و گرزهایشان را بالا برده بودند و آماده برای زدن بودند،
دوباره سؤال کردند که خدا و معبود تو کیست؟
اینبار مثل دفعۀ اول نترسیدم و با صدای ضعیف جواب دادم : معبود من خدای یگانۀ بی همتاست.
" هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ إلّا هُوَ عالِمُ الغَیبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ، هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ إلّا هُوَ المَلِکُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤمِنُ المُهَیمِنُ العَزیزُ الجَبّارُ المُتَکَبِّرُ سُبحانَ اللهِ عَمّا یَُشرِکون"
و این آیۀ شریف را که در دنیا در تعقیب نماز صبح به خواندنش مداومت داشتم را به جهت اظهار فضل و برتری انسان برای آنها خواندم که خیال نکنند بنی آدم فضل و کمالی ندارند چنان که آنها روز اول بر خلقت آدم اعتراز کردند که:
"غیر از فساد و خونریزی چیزی در بنی آدم نیست".
پس از تلاوت آیه در جواب آنها دیدم خشم و گرفتگی صورتشان فرو نشست بطوری که یکی از آنها به دیگری گفت : معلوم میشود که این از علماء اسلام است بهتر است بعد از این بطور مؤدبانه تری از او سؤال کنیم.
ولی آن دیگری گفت:
ملاک رفتار ما با این شخص جواب سؤال آخر است که هنوز معلوم نیست، ما مأموریت خود و وظایف خود را انجام می دهیم و این شخص هر که باشد برای خودش است و عناوین و اعتبارات او برای ما معتبر نیست، پس باز سؤال کردند....
http://ia902509.us.archive.org/0/items/siahate-gharb-zohur12/siahate-gharb-zohur12.flv
لینک دانلود فیلم سیاحت غرب۱
http://dl.hastidownload.com/S5/ali/film/Siahate%20Gharb%202%20%5BHastidownload.com%5D.exe
لینک دانلود فیلم سیاحت غرب ۲
با حال غربت و ترس و وحشت بسیار زیاد و ناامیدی از کمک خویشان و دوستان بالای سر جنازه نشستم. همانطور که نشسته بودم
متوجه شدم که گور می لرزد و از دیواره ها و سقف لحد خاک می ریزد به خصوص پایین پای گور شدت بیشتری داشت انگار جانوری می خواست آنجا را بشکافد و داخل گور شود و بالاخره آنجا شکافته شد و دو نفر با صورت هایی بسیار وحشتناک و با هیکل هایی مهیب داخل گور شدند،
آنها مانند دیوهای قوی هیکلی بودند که از دهان و دو سوراخ بینی شان آتش بیرون می آمد و گرزهای آهنینی در دست داشتند که با آتش سرخ شده بود و آتش از آنها شعله ور بود.
آنها با صدایی رعدآسا که زمین و آسمان را به لرزه درآورده بود از جنازه پرسیدند: مَن رَبُک؟
من در این فکر فرو رفتم که آخر این جنازۀ بی روح چگونه می تواند پاسخ اینها را بدهد و مطمئنا او را با این گرزها طوری خواهند زد که گور پر از آتش شود. و به آن وحشت و ترسی که داشتم این آتش سوزان هم اضافه خواهد شد
بنابراین دیدم بهتر است که من پاسخ شان را بدهم.
به سوی خدای متعال چاره ساز بیچارگان و کارساز درماندگان توجه کردم و در دل خود به امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام دادرس درماندگان متوسل شدم ، چون ایشان را به خوبی می شناختم و به قدرت و توانایی ایشان که در همۀ امور مفید و نافذ بود واقف بودم و ایشان را بسیار دوست داشتم و این یکی از نعمت ها و چاره سازی های خدا بود که در هنگام وحشت و خطر که انسان هراسان می شود و راه به جایی ندارد و از همه مأیوس می شود.
" وَ تَرَی الناسَ سُکاری وَ ما هُم بِسُکاری".
این وسیلۀ بزرگ را به یاد خدا و خاطر انسان می آورد.
به محض این یادآوری و توسل، قلبم قوت گرفت و زبانم باز شد و چون سکوت و پاسخ ندادن من طولانی شده بود آن دو دیو با صورت و هیبتی که صد درجه از قبل بدتر و شدیدتر بود، بطوری که از شدت خشم و غیظ صورتشان سیاه و از چشم هایشان برق آتش شعله می زد و گرزهایشان را بالا برده بودند و آماده برای زدن بودند،
دوباره سؤال کردند که خدا و معبود تو کیست؟
اینبار مثل دفعۀ اول نترسیدم و با صدای ضعیف جواب دادم : معبود من خدای یگانۀ بی همتاست.
" هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ إلّا هُوَ عالِمُ الغَیبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ، هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ إلّا هُوَ المَلِکُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤمِنُ المُهَیمِنُ العَزیزُ الجَبّارُ المُتَکَبِّرُ سُبحانَ اللهِ عَمّا یَُشرِکون"
و این آیۀ شریف را که در دنیا در تعقیب نماز صبح به خواندنش مداومت داشتم را به جهت اظهار فضل و برتری انسان برای آنها خواندم که خیال نکنند بنی آدم فضل و کمالی ندارند چنان که آنها روز اول بر خلقت آدم اعتراز کردند که:
"غیر از فساد و خونریزی چیزی در بنی آدم نیست".
پس از تلاوت آیه در جواب آنها دیدم خشم و گرفتگی صورتشان فرو نشست بطوری که یکی از آنها به دیگری گفت : معلوم میشود که این از علماء اسلام است بهتر است بعد از این بطور مؤدبانه تری از او سؤال کنیم.
ولی آن دیگری گفت:
ملاک رفتار ما با این شخص جواب سؤال آخر است که هنوز معلوم نیست، ما مأموریت خود و وظایف خود را انجام می دهیم و این شخص هر که باشد برای خودش است و عناوین و اعتبارات او برای ما معتبر نیست، پس باز سؤال کردند....
http://ia902509.us.archive.org/0/items/siahate-gharb-zohur12/siahate-gharb-zohur12.flv
لینک دانلود فیلم سیاحت غرب۱
http://dl.hastidownload.com/S5/ali/film/Siahate%20Gharb%202%20%5BHastidownload.com%5D.exe
لینک دانلود فیلم سیاحت غرب ۲
- ۲.۰k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط