باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
به گدائی تو ای شاهد طناز امشب
دیدگاه ها (۹)

لکنت شعـــر و پــریشانی و جنجال دلمچه بگویم که کمی خوب شود ح...

من کجا یابم کسی را درجهان همتای تو؟تو کجا یابی به دنیا در جن...

چله نشین برف آذرماه! یلداترین بانوی امسالم! سرمای بعد از ظهر...

💐 صبر ایله کونول محنت هجرانه ، تلسمه درد اهلی یتر، صبر ایله ...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

جان فدایت گر کنم آرام جانم می‌شوی؟کور شوم از هجر تو ، سوی نگ...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط