دوست داشتنت

دوست داشتنت
یواشڪی و قشنگ بود.
می‌چسبید.
مثل ناخنڪ زدن به سیب‌زمینی سرخ‌ڪرده
دور از چشم مامان.
همش می‌ترسیدم یڪی بیاد
بزنه پشت دستم
ولی اڪَه می‌زد بازم قشنڪَ بود.#خاص_#زیبا😊
دیدگاه ها (۳)

محبوب من سلام ،زمان به وقت نوشتن، نامه های عاشقانه ی ماست بر...

- اون کسی که تو عاشقشی، خیلیا ازش متنفرناون آدمی که لبخندش ز...

محبوب من! شما دست روی هر درختی می‌گذارید، بهارنارنج می‌شود.....

لحظه‌ای هست توی رابطه با آدم‌ها که همه چیز فرو میریزد، برای ...

آوی فنوتPart =۱۴مرحله پنجم - تیراندازی و شمشیرزنی (نبرد نهای...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹                                  ات اروم مظلوم : ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط