𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
part: ⁴

×میخوای بری خونه؟

+آره...

"پس از نیم ساعت تهیونگ به خونه برگشت ، مادرش نگران نزدیکش شد و دستش و روی پیشونی پسر گذاشت"

•اوه...خیلی تب داری باید بریم دکتر!

+ولی من خوبم مامان

•داغی پیشونیت چیزه دیگه ای میگه

"تهیونگ و مادرش به بیمارستان رفتن ، پس از چند دقیقه دختری حدود بیست ساله اسمش و صدا زد"

~خب مشکلتون چیه آقای کیم؟

+گلوم میسوزه ، آبریزش بینی دارم ، تب هم دارم..

~براش یه سِرُم نوشتم و چند تا قرص حتما مصرف کنه و درضمن تا سه روز نباید بیرون بره مثل مدرسه ، سره کار و غیره

•ممنون خانم جوان

"دختر لبخندی میزنه ، مادرش دارو هاش و می‌خره...کمی بعد پرستار وارد اتاق شد و سِرُم رو براش میزنه"

•دیدی که دکتر چی گفت...تا سه روز دانشگاه تعطیل!

+ولی مامان من باید بر-

•حرف اضافی بشنوم میکنم چهار روز!

+هوف...ولی من خوبم...

•شد پنج روز

+نه نه ببخشید همون سه روز

•خوبه...

"وقتی سِرُم تموم شد اونها از بیمارستان خارج شدن ، مادرش میخواست به زور اون دمنوش تلخ و بهش بده ولی تهیونگ نمی‌خورد"

•گفتم بخورش!

+نههه!خیلی تلخه!نمیخواممم

•تهیونگ...بخورش وگرنه نمیزارم بری دانشگاه!

"تهیونگ از روی ناچاری دمنوش و از مادرش گرفت و چشم هاشو بست و لیوان رو یک نفس سر کشید"

+اییییی...خیلی تلخ بود!

•ولی خوب میشی عزیزم

"مادرش سرش و نوازش کرد و لپش و کشید و بیرون رفت ، تهیونگ بعد از خارج شدن مادرش روی تختش رفت و طولی نکشید که به خواب فرو رفت"

...

-کسی خبر داره چرا کیم دو روزه نمیاد مدرسه؟

×استاد تهیونگ سرما خورده و نمیتونه بیاد

"جئون چشم های سردش ته رنگ نگرانی گرفت ، حالش خوبه؟ دکتر رفته ؟ و کلی سوالات...."

-هوم کتاباتون و باز کنید ادامه درس و میدم

"وقتی مدرسه تموم شد به جای رفتن به خونه خودش به خونه کیم رفت..ماشین رو پارک کرد و زنگ رو فشرد"

•آقای جئون...چیزی شده؟اینجا چیکار میکنید!

-اومدم تهیونگ و ببینم

•خب...اون حالش خوب نبود و خوابید

-لطفا برید کنار.‌‌..

"مادر تهیونگ با تعجب زیادی کنار رفت و جونگ‌کوک وارد شد و مستقیم به سمت اتاق تهیونگ رفت...از چند قدمی میشد رایحه تلخ شده رز رو فهمید..."

-تهیونگ؟..

"تهیونگ توی خواب تکون ریزی خورد ولی بیدار نشد پس جونگ‌کوک دوباره صداش زد"

-تهیونگ...!

+هوم؟...

"امگا چشم هاش رو آروم باز کرد و با دیدن چهره استادش اونم توی اتاقش خیلی تعجب کرد و سریع بلند شد"

+آقای جىٔون!!...اینجا چیکار میکنید...

-فهمیدم امگام هیت شده و همچنین سرما خورده...به عنوان جفتش باید میومدم تا بهش سر بزنم؟...

"تهیونگ با تعجب و دهنی که باز میشد چیزی بگه ولی فقط تکون می‌خوردن به جونگ‌کوک خیره شد..."

~~~
چطور بود؟حس میکنم تِر زدم ولی خب...چند تا لایک که مهم نیستتتت برید بخونید و نظراتتون و بهم بگید 💅

شرایط↓
لایک:۱۲۵
کامنت:۱۱۵

#فیک_کوکوی#جونگ‌کوک#تهیونگ#بی_ال
دیدگاه ها (۴۷)

از سیسی حمایت بشه مرث💅https://wisgoon.com/jungkook_aپروف و ب...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"part: ³"صبح شد و تهیونگ ...

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط