فصل_عاشقی

فصل_عاشقی
.
من میگم میشه فصل و عاشقی رو با هم تقسیم کرد ، هر فصل برای یه مدل عشق...
بهار مثلا واسه نامزدا ، واسه اونا که تازه دوست شدن با هم و رودرواسی دارن تو گرفتن دست هم ، که گاهی سرد بشه تا بهانه باشه واسه بغل گرفتن ، که همه چی بوی تازگی بده و نو شدن ، که سبز بشن ، که با عشق قد بکشن...
یا تابستون واسه اونا که تنهان و دنبال یکی میگردن که دوسش داشته باشن ، یکی که رنگ زندگی رو واسشون عوض کنه ، تابستون فصل گشت و گذار و سفر و تفریحه ، فصل پیدا کردن یار!
پائیز هم که خود عشقه ، خوراک اونا که تازه جدا شدن ، تازه رد شدن از یه رابطه و تنهان ولی دلشون نفس میخواد ، دلشون فرصت میخواد واسه فراموشی ، پائیز فصل اوناس که عاشقن اما تنها ، فصل آدمای خسته ، که گم بشن تو هزار هزار رنگش و آروم آروم برگردن به زندگی...
اما زمستون ، حالا دیگه فصل همخونه هاس ، که اول شب دعوا کنن و آخر شب آشتی ، که لم بدن کنار بخاری و چائی داغ بخورن و فیلمای خوب خوب تماشا کنن ، که انگشتاشون رو بسابونن به هم و چشم تو چشم لبخند بزنن ، که اتاق خوابشون رو عمدا سرد نگه دارن که بغل بیشتر بچسبه ، که تا نصف شب پچ پچ کنن و بخندن ، که نفهمن کی روز شب شد و باز رسیدن کنار هم...
میشه تو هر فصلی هرجوری بود ، ولی زمستونِ دونفره ، زمستونِ یه خونه و یه تخت و یه پتو ، زمستونِ دو تا اما یکی ، یه چیز دیگه اس!
💙 ❄ ️💙
| محمد_یغمائی |
دیدگاه ها (۳)

اولین روز بارانی را بخاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندی...

دو سومِ زمین آبه..بقیش فاصلست:)

بیچاره جمعه هاگناهی ندارن ته تغاریه هفته اندباید با لوسیشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط