بی طاقت لب هاش رو روی لب های پف کرده و شکلاتی تهیونگ کوبید ...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟒
بی طاقت لب هاش رو روی لب های پف کرده و شکلاتی تهیونگ کوبید و خشن لب های نرمش رو بوسید و به تهیونگ حتی فرصت نمیداد نفس بکشه و از شوک در بیاد.
-و-وای-وایس-وایسا
ولی حتی ثانیه ای فرصت نمیداد. پس تهیونگ هم فقط مثل خودش بوسیدش و دست هاش رو دور گردنش حلقه کرد و باهاش همکاری کرد.
باورش نمیشد... یعنی خودش جفت حقیقی جونگکوک بود؟ اینهمه جون کنده بود تا با خودش بجنگه؟
جونگکوک بلاخره لب هاش رو ول کرد و خواست عقب بکشه که تهیونگ پرید تو بغلش و پاها و دستاش رو دورش حلقه کرد.
-دروغ گفتی؟
-بیا پایین... بیشتر از این صبر من رو امتحان نکن...
-و... اگه نخوام چی؟
∆∆هشدار اسمات∆∆
لب هاش رو روی گردن جونگکوک گذاشت و لیسید...
-فقط بیا پایین تهیونگ
تهیونگ.. چقدر شنیدنش با صدای بم جونگکوک لذتبخش بود...
اروم سعی کرد تهیونگ رو پایین بیاره ولی تهیونگ محکم بهش چسبید.
-چرا باید بیام پایین؟
-چون من دارم بهت میگم. بیا. پایین.
خودش رو به جونگ کوک مالید و از قصد لباسش رو به دندون گرفت و بدن عسلی رنگ و خمار کنندش رو برای جونگ کوک به نمایش گذاشت.
-هوم؟
جونگکوک دوباره کم اورد و بعد از فشردن تهیونگ به دیوار جوری که دردش نگیره محکم نیپل هاش رو مکید و گاز گرفت و ناله های تهیونگ رو در اورد.
کمر باریکش رو گرفته بود و از قوص دادنش توسط تهیونگ راضی بود.
-اوه دارلینگ اگه بدونی چقدر میخوامت و دارم بخاطر بچه بودنت جلوی خودم رو میگیرم دیگه از این حرف ها نمیزدی
با شنیدن صدای بم جونگکوک که دارلینگ صداش میکرد و حس کردن دهنش روی نیپل هاش ارضا شد و شلوارش حسابی کثیف شد.
-هوم... ببین کی خودش رو خیس کرده؟
اخم کرد و مشتش رو به سینه جونگکوک کوبید.
-خب انقدر جذاب نباش!
روی میز نشونده بودش و با صدای خیسی نیپل هاش رو میخورد و انگشت هاش توی سوراخش بودن.
ناله هاش در میرفت...
با کلافگی و اخم چنگی به لباس جونگکوک زد و جونگکوک کی بود که به تهیونگ که داغ کرده بود و صورتش تب دارش سرخ بود و چشم هاش خمار و اشکی جونگکوک رو نگاه میکردن و نیپل ها و گردنش جای کبودی های جونگکوک رو داشت نه بگه؟
انگشت هاش از سوراخش بیرون اورد و بعد از لیسیدنشون که باعث شد تهیونگ لرزی کنه و موهای تنش سیخ بشه دکمه های لباسش رو باز کرد و روی صندلی پرت کرد.
تهیونگ به بدنش خیره شد و انگشت هاش رو روی سیکس پک هاش کشید.
-واو
-خوشت میاد؟
تو چشم هاش و پوزخندش نگاه کرد و لب هاش رو لیسید.
-هوممم...
دندون های نیش امگاش تلاش میکرد بیرون بزنه و باعث شد ناله ای از درد بکنه.
لب هاش رو روی لب های تهیونگ کوبید و نیپل هاش رو مالید تا حواسش رو از درد پرت کنه و موفق هم بود... کمی بعد عقب کشید و با تهیونگ چشم ابی و دندون های نیش بلند مواجه شد.
تهیونگ تو بغل جونگکوک پرید و محکم بهش چسبید و خواست گاز بگیره و مارک کنه ولی یکی در رو زد.
-باید برم...
لباس های تهیونگ رو مرتب کرد و لباسش رو پوشید و بعد از مرتب کردن خودش و عطر زدن و تهیونگ رو روی مبل گذاشتن و بوسه ای رو لبش زدن اونجا رو ترک کرد...
∆∆پایان اسمات∆∆
~~~~~~~~~
خب...@xvanil بدو برو درست رو بخونننننن😂😂
حوصله نداشتم اسکات رو بردارم خودتون نخونین
میزان کرم من😂
دیدگاه ها (۶۴)

فالوشههه@karen022

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽  | 𝓟𝓪𝓻𝓽  5یونگی با سر باد کرده روی زمین ا...

فالوشههه@00_xx_00

بی زحمت ایشونم بدزدید دیگه ممنون میشممم😭✨

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ³²به قصر برگشتن و تهیونگ ...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ⁶-کوکی!! گرفتمش!! دستش پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط