از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .
خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی.

از او خواستم روحم را رشد دهد .
فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی .
من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .
عطا کردنی نیست ، آموختنی است .
گفتم : مراخوشبخت کن .
فرمود : " نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو .

از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند .
فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ،
من هم دیگران را دوست بدارم .
فرمود: من به تو قدرتی دادم که بتوانی در هر زمان که بخواهی خودت را تغییر دهی.
پس علاوه برآرزوی سلامتی برای خود و همه،
به خود قول بدهیم که اشتباهات را تکرار نکنیم
دیدگاه ها (۱)

شخصی از خدا دو چیز خواست...یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ب...

چه رنجی داشت در دلش عکاسی که....عاشقانه ترین عکسهای دو نفره ...

نفس بـاد صبا مشٖک فشان خواهد شدعـالـم پـیـر دگـربـاره ...

چه کسی چَشمِ تو را دیده و عاشِق نشده...؟منـطِقـی هست اگـر مح...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :اما، خداوند سبحان که خ...

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط