زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۱۴۲

چرا باید تظاهر کنه؟ نمیبایست توی این سالا یبارم که

شده سوتی بده ؟

تو که نبودی ؛ تازه اومدی

بكهيون حالا اخم عمیقتری کرده بود : دکتر ! پیشش نبودم ؛ ولی توی زندگیش بودم ! برخلاف بعضيا!

لبهای پزشک ساله روی هم فشرده شد : سوال من سی چیز خاصی بود که اینطوری بهم ریختی هیونگ ؟

سوالت

حس

کنجکاوی نمیداد سو! حس بی اعتمادی

میداد !

ولی من فقط دنبال به روزنه امید گشتم...

جمله ی آخر تهیونگ زیادی غمگین و دل آب کن بود ! اخم وکیل جوان باز شد و چند ثانیه صورت گرفته شو نگاه کرد و گفت: اگه واقعا یادش نیست ؛ میتونه با تلاش تلاش خیلی زیاد حافظهش برگرده! و اگر هم داره تظاهر

میکنه حتما اونقدر احساس امنیت نمیکنه که بخواد خود واقعیش رو نشون بده هیچکدوم از حالات بن بست نیستن ! فقط یه کوچهی طولانی و تاریکن که جلوی پاتو نمیبینی ولی مجبوری جلو بری تا به هدفت برسی یا به

...

مغزش کمک کن یادش بیاد یا به قلبش اطمینان بده تا آروم بگیره ... چرا اینقدر ناامیدی ؟

تهیونگ حالا داشت با نگاهی غمبار نگاهش میکرد : قلبم

امیدوار بودنو یادش رفته !


قلبت بیخود کرده بخور

بکهیون پوکر گفت و به نوشیدنی تلخ روی میز اشاره کرد. کیونگسو تکخنده ای زد و نی قهوه رو بین لبهاش گرفت باورش نمیشد رسما روز قبل گروگان گرفته شده بود و حالا داشت به روشهای زدن مخ سایمون فکر میکرد.

واقعا از خودش توقع نداشت

(*).

تقه ای به در زد و وارد شد ؛ سرش توی آی پدش بود و سلام کرد اما حواس پرت بودنش باعث شد وقتی به جسم

نرمی برخورد کنه شوکه بشه!

سر بلند کرد و با دیدن رئیس شین دست به سینه در حالیکه پوکر نگاهش میکرد تقریبا یه دور دیگه از جا پرید.

_رئيس!

چی دکترمون رو اینقدر درگیر کرده ؟

تهیونگ چند لحظه ی دیگه گیج دور و برش و اینکه سایمون وسط اتاق چیکار میکنه رو نگاه کرد و بالاخره
دیدگاه ها (۷)

زخم کهنه پارت ۱۴۳ :گفت بد موقع مزاحم شدم ؟ زنگ زدی گفتم بیا ...

زخم کهنه پارت ۱۴۴ چشمهای سایمون همیشه بی اعصاب عنق حالا پنج ...

زخم کهنه پارت ۱۴۱ هیونگ نشسته بود پشت میزش و درگیر برنامه ری...

عکس فیک عوض شده

زخم کهنه پارت ۱۴۶ , (*)• ;چشم رئیس; یعنی یک جفت چشم درشت و ب...

زخم کهنه فصل دوم )پارت ۶۲ ناخواسته مشتش رو روی میز گذاشت. جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط