.

.
ایـن شعـرها بروند بــه جهنّـم !

من فقـط دیوانه ‌ی آن لحظه‌ام

ڪه قلبت زیــر سَـرم اسـت ..
دیدگاه ها (۱)

هر یک از دایره جمع به راهی رفتند ؛ما بماندیم و خیال تو به یک...

رفته ای...و تنها خاطره ایکه به جا مانده دست های من هستند...ن...

بہ مـــــن ڪہ خیره مے‌شویقلبم دست و پایش را گم مے‌ڪندو ڪودڪِ...

رونوشتِ روز ها را روی ِهم سنجاق کردمشنبه هایِ بی پناهیجمعه ه...

موسیقی

سلام ، خبر رسید از این جاده ناگهان پر زد / کبوترانه به آن سو...

غروب ڪہ میشود هواے خواستنت دلتنگیم را دوچندان میڪند و نسیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط