آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خُرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده می انگاری
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام اسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خُرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده می انگاری
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام اسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
- ۹۲۰
- ۲۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط