پارت

پارت ۱۹
رز وحشی
ات...
بعد این که مامان رفت هانا و تهیونگ آومدن
هانا:خوبی
ات:هوم خوبم الکی نگران نشو
هانا:باشه
ته:خوبی زن داداش؟
ات:خوبم
کوک؛ات
ات :هوم؟
کوک:مرخص شدی پاش‌و ببرمت خونه
ات؛خونه نمیرم میام شرکت کار دارم
کوک:باشه پس میریم شرکت
هانا:نه ات باید بری خونه
ات:گفتم نمیرم
هانا:باشه
کوک:خوب بچه ها بیا بریم بیرون تا ات لباس بپوشه
ات:هانا تو بمون
اونا رفتن بیرون منو هانا داخل اتاق بودیم
ات:با سروم نمیشه لباس پوشید
سریع کشیدمش میرون روی زمین خون ریخت
هانا :روانی
ات:کت مو بده
کت مو داد پوشیدم که پرستا با کوک وارد شد
پرستار :خوب لطفا بشینید تا سروم تون رو بکنم
ات:نیازی نیست خودم کندم فقط چسبش مونده
پرستار تعجب کرد آستینم رو دادم بالا چسبم رو کندم
ات:خوب بریم
سواره ماشین شدیم رفتیم شرکت
ات:من دیگه سوار آسانسور نمیشم
کوک؛با هم سوار آسانسور میشیم
ات:دوباره گیر میکنیم
کوک:نه دیگه نمی کنیم
ات:بهت اعتماد نمیکنم ولی چون مثل یه قول پیکر میمونی میام
کوک:عجبااا من قولم؟
ات:هوم اره
کوک:بچه پرو باید ادب بشی
ات:من ادب شده هستم
کوک:معلومه
دیگه چیزی نگفتیم سوار شدیم
ات:امروز.....
سریع گفت
کوک:پدرم از امریکا زنگ زده بود و گفت هفته بعد با دختر عموت ازدواج می کنی
ات:این که خوبه
کوک:داری چی میگی میدونی چرا.......
در اسانسور باز شد و رفتیم بیرون دست مو کشید برد داخل دفترش
کوک:میدونی چرا اصلا من تورو دزدیدم؟چون با اون هر**زه ازدواج نکنم میدونی زیر**خواب چند نفر شده؟هزار نفر حالا این خوبه؟
کلا لال شدم
کوک:جواب بده(عصبی،اروم،سرد)
ات:من...
کوک:جواب بده(عصبی،اروم،سرد)
موچ دستم رو فشار میداد فکرکنم شکست
ات:نه
کوک:میتونی بری (عصبی)
سریع رفتم بیرون
آخخخخ دستم شکست
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۸رز وحشیدنبالش رفتم..رسیدیم به اشپز خونه ته:بشینهانا:ب...

پارت ۱۷رز وحشیهانا و کوک زودتر رفتن ایشش اصلا قهرم باهاشون.....

هرزه ی حکومتی پارت ۱۱ ویو کوک کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۴ داشتم فکر میکردم که یه فایل و اشتباه ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط