به خودم می‌خندیدم،

به خودم می‌خندیدم،
به زندگانی می‌خندیم،
می‌دانستم که در این بازیگر خانه بزرگ دنیا
هر کسی یک جور بازی می‌کند
تا هنگام مرگش برسد.
دیدگاه ها (۱)

..زندگی جور دیگری برای ما گذشت خلاصه مکتب خانه این دنیا بر م...

بلک پینک سیسی

همیشه منتظرش بودم....

در این خاک، دو جور «سرباز» نفس میکشن؛ یکی با رفتار و گفتار، ...

روزی می‌رسد که بزرگ می‌شوم و می‌فهمم؛پدرم چه چیزهایی را از د...

این پسره داره قلدری می کنه چقدر شبیه بازیگر نقش شاهزاده د...

#مرگ #مردن #باور #توسعه_فردیدنیا مثل تاب می ماندکه کودکی چند...

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط