امشب از آسمان دیده تو

امشب از آسمان دیدهٔ تو
روی شعرم ستاره می‌بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه‌هایم جرقه می‌کارد

شعر دیوانهٔ تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش‌ها
پیکرش را دوباره می‌سوزد
عطش جاودان آتش‌ها

آری آغاز ، دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست…

#فروغ_فرخزاد
#فرشت
#عاشقانه
#دوست_داشتنی
#لبخند
#زندگی
#شب
#ویسگون
دیدگاه ها (۱۶)

تو گل سرخ منیتو گل ياسمنیتو چنان شبنم پاک سحری- نه؟از آن پاک...

ما بعضی اوقاتشبیه پروانه ایی در مشت،#زیبا و بی پناه، محکوم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط