『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²⁰

جونگ‌کوک پیکرِ بی‌رمق و نیمه‌هوشِ الوآ را روی دست‌هایش بالا کشید. پیراهنِ بنفش و فاخرِ الوآ روی سنگ‌فرش‌های نمورِ دالان می‌کشید و سرِ سبک‌شده‌اش روی سینه‌ی سخت و زره‌پوشِ پادشاه افتاده بود.
سوزشِ زهر در بدنش آرام گرفته بود، اما دردی که در مغزش می‌پیچید هزار بار سنگین‌تر بود. او باز هم کنترلش را از دست داده بود. به چهره‌ی سفید و بی‌رنگِ الوآ نگاه کرد؛ لکه‌ی سرخی که روی طوقِ یاقوت‌نشانِ گردنش چکیده بود، مثل گناهی نابخشودنی جلوه می‌کرد.
با قدم‌هایی بلند و شتاب‌زده، از مسیرهای مخفیِ برج بالا رفت تا بدون دیده‌شدن توسط خادمان یا جاسوسانِ ملکه، الوآ را به اتاق برساند.
درِ سنگینِ اتاق را با پا باز کرد و الوآ را با احتیاط روی تختِ ابریشمی خواباند. الوآ پلک‌های سنگینش را به سختی تکان داد، نگاهِ تار و پر از حسرتش روی صورتِ جونگ‌کوک نشست و با صدایی ضعیف و خش‌دار زمزمه کرد:
— چرا... چرا منو نمی‌کشی؟ چرا بذاری... اینجوری ذره‌ذره... تموم بشم؟
جونگ‌کوک دندان‌هایش را روی هم فشرد. دستش برای یک ثانیه سمتِ صورتِ الوآ رفت تا ردِ اشکِ خشک‌شده روی گونه‌اش را پاک کند، اما انگشتانش در هوا خشک شدند. او دستش را پس کشید، پشت به تخت ایستاد و با صدایی سرد و خشن گفت:
— چون تا زمانی که نفس می‌کشی، من زنده می‌مونم پرنسس. این تقدیرِ توئه... و تو راهی برای فرار ازش نداری.
قبل از اینکه الوآ پاسخی بدهد، درِ اتاق با شدت باز شد و جیمین سراسیمه وارد شد. چهره‌ی جیمین غرق در اضطراب بود:
— جونگ‌کوک! کالیکس و ملکه کاترینا دارن با اعضای اصلیِ شورا به این سمت میام! کالیکس مدعی شده که تو اسیر رو مخفی کردی و داری یه چیزی رو از بقیه پنهان می‌کنی... اونا تا چند دلاله دیگه پشتِ این درن!
ادامه دارد...

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۹)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط