هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_42
پاکت رو پرت کردم
عربده زدم
_لعنتتت بهتتت پناههه!
سارا هول زده نزدیکم شد
+ نمیبینی سر وضعتو؟ بلند شو لباساتو عوض کن!
هولش دادم عقب
_برو برام عرق بیار میخوام به یادش مست کنم..
با حسرت نگاهم کرد بلند شد
بطری عرقو جلوم گرفت دوتا پیک هم جلوم گذاشت روبروم نشست..
+ بزار کنارت باشم!
نیشخندی زدم بی توجه بهش پیک اولُ زدم..
حالا هر دومون مست بودیم سارا نزدیکم شد ..
+ اون دختر معلوم نیست کجاست چرا انقدر خودتو درگیرش میکنی؟
مثل دیوونه ها قهقهه ای زدم
_میخوامش! پیداش میکنم
روی پاهام نشست لبشو خواست بزاره رو لبم که فاصله گرفتم و نفس داغمو داخل گوشش فوت کردم
_حتی تو مستی هم رغبت نمیکنم بهت نگاه کنم!
هولش دادم عقب..
_تنهام بزار نمیخوام ریختتو ببینم
هق ساختگی زد
+ اهورا جو..جون من به فکر تو بودم ..
نیشخندی به ادا هاش زدم ..
سریع از جلوی چشام رفت ..
انقدر مشغول فکر کردن بودم به ی جا خیره شده بودم که هوا روشن شد ..
تمام لباسام خیس و خاکی بود ..
کف دستم از داغی سیگار سوخته بود..
اهمیتی به وضعم ندادم بلند شدم پسر جوانی وارد خانه شد نگاهی به سر وضعم انداخت
+سلام آقا اهورا شمایید ؟
سری تکون دادم به مبل اشاره زدم
_بشین
سریع روی مبل نشست
+ آقا مشخصات دختره رو بده تا دوساعت دیگه آمارشو بهت میدم ..
سری تکون دادم
#پارت_42
پاکت رو پرت کردم
عربده زدم
_لعنتتت بهتتت پناههه!
سارا هول زده نزدیکم شد
+ نمیبینی سر وضعتو؟ بلند شو لباساتو عوض کن!
هولش دادم عقب
_برو برام عرق بیار میخوام به یادش مست کنم..
با حسرت نگاهم کرد بلند شد
بطری عرقو جلوم گرفت دوتا پیک هم جلوم گذاشت روبروم نشست..
+ بزار کنارت باشم!
نیشخندی زدم بی توجه بهش پیک اولُ زدم..
حالا هر دومون مست بودیم سارا نزدیکم شد ..
+ اون دختر معلوم نیست کجاست چرا انقدر خودتو درگیرش میکنی؟
مثل دیوونه ها قهقهه ای زدم
_میخوامش! پیداش میکنم
روی پاهام نشست لبشو خواست بزاره رو لبم که فاصله گرفتم و نفس داغمو داخل گوشش فوت کردم
_حتی تو مستی هم رغبت نمیکنم بهت نگاه کنم!
هولش دادم عقب..
_تنهام بزار نمیخوام ریختتو ببینم
هق ساختگی زد
+ اهورا جو..جون من به فکر تو بودم ..
نیشخندی به ادا هاش زدم ..
سریع از جلوی چشام رفت ..
انقدر مشغول فکر کردن بودم به ی جا خیره شده بودم که هوا روشن شد ..
تمام لباسام خیس و خاکی بود ..
کف دستم از داغی سیگار سوخته بود..
اهمیتی به وضعم ندادم بلند شدم پسر جوانی وارد خانه شد نگاهی به سر وضعم انداخت
+سلام آقا اهورا شمایید ؟
سری تکون دادم به مبل اشاره زدم
_بشین
سریع روی مبل نشست
+ آقا مشخصات دختره رو بده تا دوساعت دیگه آمارشو بهت میدم ..
سری تکون دادم
- ۳۰۲
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط