نگاهِ غمگینِ انسانِ غمگین را نمی شود درست هجی کرد.

نگاهِ غمگینِ انسانِ غمگین را نمی شود درست هجی کرد.
در یک نگاه، همانقدر که دشمنی بیهوده است، دوستی بی فایدهست.
همانقدر که از میانِ دشمنی ها، گلوله ها از کنارت عبور می کنند، از میانِ رفاقت ها، دوست ها می گذرند.
دوست ها کمرنگ می شوند. دوست ها شروع به ریزش می کنند؛
همانگونه که دشمن کم کم نگاهش را از تو برمی دارد.
با تو بودن وُ تنها ماندنت ریشه در ذات تو دارد.
در روزهایی که گذرانده ای، در شب هایی که زیسته ای.
تاریکی که تکلیفش روشن است، روشنایی هم فقط خودش پیداست.
آگاه باشی وُ خوش اقبال یک نفر همراهت خواهد ماند. دیر بجنبی آخرین چمدان هم از خانه ات رفته است.
دیدگاه ها (۱)

دنيا كه شروع شد زنجير نداشت . خدا دنيا را بي زنجير آفريد . ...

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر ...

یک مشت دانه ی گندم،توی پارچه ای نمناک خیس خوردند؛جوانه زدند ...

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید.سالهای سال گذشته بود و او ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط