در بعضی طوفانهای زندگی،

در بعضی طوفانهای زندگی،
کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.
متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد
متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت
و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی،
این آگاهی دردناک است
اما تلخ هرگز
دیدگاه ها (۳)

معرفت دارے اگر یڪ رنگ شویڪ ڪمےاز دورےام دلتنگ شومعرفت این ن...

ﺧـــــــــــــﺪﺍﯾـــــﺎاا... ﺍﺯ ﺑﻨـــﺪﻩ ﻫﺎ...

خسته نباشی سرنوشت!!!روزها یکی پس از دیگری به پایانمی رسند......

ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ...ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؛ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺸﺘﻮ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁵داهی از لحظه‌ای که وارد ساختمان شده بود...

❌کپشن بخونید❌آیا ما داخل یک بازی بزرگ هستیم؟نمیدونم شماها به...

مهتاب قرمزپارت چهارمآن شب، بعد از حرف‌های موان، سکوت سنگینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط