واکسن
واکسن؟
(صبح )
ویو تهیونگ:
آروم چشمامو باز کردم و از خواب بیدار شدم میونگ هنوزم مثل یه فرشته تو بغلم بود خیلی خوشگل خوابیده بود ساعتو چک کردم دیدم پنج صبحه خوبه وقت لازم رو دارم که همچی رو آماده کنم آروم میونگ رو گذاشتم کنار و پتو رو روش کشیدم و رفتم پایین برای میونگ یه صبحونه ی مقوی درست کردم که انرژی داشته باشه و رفتم کارت واکسن و یه بطری آب و یه شکلات کوچیک براش برداشتم و گذاشتم تو کیف یه کم هم خونه رو مرتب کردم و ساعتو چک کردم دیدم نه صبحه قرار بود یازده بریم اونجا رفتم بالا آروم در اتاقو باز کردم و رفتم تو کنار تخت نشستم و موهاشو نوازش کردم و آروم صداش کردم
-میونگم خوشگلم پرنسس کوچولو (با صدای آروم میگه و با موهاش بازی میکنه)
&داداشی
-جون دلم فندوقم بیدار شو
&اما من میخوام یکم دیگه بخوابم
-نه خوشگلم نمیشه الان باید بلند شی بعد از اینکه برگشتیم میتونی بخوابی
&از کجا برگشتیم مگه قراره جایی بریم
-وا چطور یادت رفته فسقلی
&(مثل برق زده ها میپرسه و با لحنی ترسیده میگه)وای اصلا یادم نبود من...من خیلی میترسم
-(آروم بلندش میکنه و میزاره رو پاهاش و سرشو تکیه میده به سینه ی خودش و موهاشو میبوسه)هششش آروم باش کوچولوی من بهت قول میدم کنارت باشم
&اما من خیلی میترسم
-میدونم عزیزم میدونم حقم داری اما من پیشتم هر وقت ترسیدی کافیه دستامو بگیری باشه پرنسسم
&اوم باشه داداشی
-خوب حالا بیا بریم دست و صورتتو بشوریم بعدش بریم پایین
&چشم
-خوب بیا صورتتو با این خشک کن
&ممنون
-حالا بریم پایین(بغلش میکنه و میبرتش پایین)
ادامه دارد...
(صبح )
ویو تهیونگ:
آروم چشمامو باز کردم و از خواب بیدار شدم میونگ هنوزم مثل یه فرشته تو بغلم بود خیلی خوشگل خوابیده بود ساعتو چک کردم دیدم پنج صبحه خوبه وقت لازم رو دارم که همچی رو آماده کنم آروم میونگ رو گذاشتم کنار و پتو رو روش کشیدم و رفتم پایین برای میونگ یه صبحونه ی مقوی درست کردم که انرژی داشته باشه و رفتم کارت واکسن و یه بطری آب و یه شکلات کوچیک براش برداشتم و گذاشتم تو کیف یه کم هم خونه رو مرتب کردم و ساعتو چک کردم دیدم نه صبحه قرار بود یازده بریم اونجا رفتم بالا آروم در اتاقو باز کردم و رفتم تو کنار تخت نشستم و موهاشو نوازش کردم و آروم صداش کردم
-میونگم خوشگلم پرنسس کوچولو (با صدای آروم میگه و با موهاش بازی میکنه)
&داداشی
-جون دلم فندوقم بیدار شو
&اما من میخوام یکم دیگه بخوابم
-نه خوشگلم نمیشه الان باید بلند شی بعد از اینکه برگشتیم میتونی بخوابی
&از کجا برگشتیم مگه قراره جایی بریم
-وا چطور یادت رفته فسقلی
&(مثل برق زده ها میپرسه و با لحنی ترسیده میگه)وای اصلا یادم نبود من...من خیلی میترسم
-(آروم بلندش میکنه و میزاره رو پاهاش و سرشو تکیه میده به سینه ی خودش و موهاشو میبوسه)هششش آروم باش کوچولوی من بهت قول میدم کنارت باشم
&اما من خیلی میترسم
-میدونم عزیزم میدونم حقم داری اما من پیشتم هر وقت ترسیدی کافیه دستامو بگیری باشه پرنسسم
&اوم باشه داداشی
-خوب حالا بیا بریم دست و صورتتو بشوریم بعدش بریم پایین
&چشم
-خوب بیا صورتتو با این خشک کن
&ممنون
-حالا بریم پایین(بغلش میکنه و میبرتش پایین)
ادامه دارد...
- ۱۰.۳k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط