سوختم این سوختن را

سوختم این سوختن را
نگارم دید و رفت

باختم در عشق
براین باختن خندید و رفت

عاشقی بودم
برای عشق خود دلداده ای

عشق من شد بی وفا
دیدگاه ها (۱)

پادشاهِ قلبِ من کشور گشایی می کنیبر دل و برجانِ من فرمانروای...

رفتم...و...پشت سرم...حیف...دعای "تو" نبود زندگی بود...ولی......

زنی که ساعت ها ،به عکست خیره می‌شود ...!قربان صدقه‌ات میرود ...

مـــن بـــهـــانـــه مـــی گـــیـــرم و😩 تــــــو😍 دهـــانــ...

عشق شرطی

عاشقی را چه نیازیست به توجیه و دلیلکه تو ای عشق همان پرسشِ ب...

عاشقی داشتی که به اندازه « M » روت غیرتی باشه نگرانت باشه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط