می آیی؟

می آیی؟
می آیی یک سحر
در باغ رویم
تو گل را بوکنی
من گیسوانت را؟
می آیی؟
می آیی گم شویم میان درختان گیلاس
تو گل ها رانوازش کنی
من گونه های قرمزت را؟
راستی
وسط عشق بازی خوابت نبرد؟
چشمان سیاهت را که ببندی
من و شکوفه ها
باهم
پژمرده می شویم
دیدگاه ها (۱۰)

هنوز آنقدر عاشقتمکه حتی وقتی به تو‌ فکر میکنمقلمم با پیچش گی...

ازلبهای من تا لب های تو چقدرفاصله استاین درد راهمین جابه خان...

محبوبمدیگر نقش کم آورده امبرای دوست داشتنتتورا پانتومیم وار ...

■میـــْــدونے دیـْــــر بِـــــہ دیـــْــر دِلَم میگیــره ول...

dark life = 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط