تو در تقدیر من هستی و در جانی

تو در تقدیر من هستی و در جانی
کجا ،کی، در کنار من تو می مانی

زنم پرسه به کوی عشق با یادت
بگو پس تو کجای کوچه پنهانی

و من چندی شدم عاشق و دلداده
بگو ای یار پیش کی تو مهمانی

به یادت ساختم کاشانه ای با جان
چو یادم خشک شد ای ابر بارانی

به جانم عشق تو افتاد و دنیایی
همه دانند بر جانم تو سامانی

رسد روزی در آغوش تو آرامم
بیا ای آرزو ، امــیـــــد پایانی؟!؟!
دیدگاه ها (۷)

باید بیخیال بود گاهی...به زمین و زمانبه تنگ نظرانبه آنها که ...

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

من هنوزم عاشقم اماتوعاشق نیستےسینہ خشک مراحتےشقایق نیستےآنقَ...

خوب مــــــــــن!باهـــــم بودن آدمهانه به نزدیکــے "تـــــن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط