ساختم بتی دیشب ز تو با مرمر رویای خود
ساختم بتی دیشب ز تو با مرمر رویای خود
جان دادمت با یک جهان نازک خیالیهای خود
لبخند شیرینی هم ای جان! بر زیر لبهایت نهادم
اول دلم را هدیه کردم، وانگه به پای تو فتادم
مستانه افشاندم بتا، بوسه ز سر تا پای تو
لبهای من آتش گرفت، از آتشین لبهای تو
سرگشتهی دشت جنونم، تـا که هستم
از سـاغر عشق تو زیبا، مست مستـم
غیر از تـو دیگر در جهان یاری ندارم
دور از تو جز پیمانه، غمخواری ـدارم
جان دادمت با یک جهان نازک خیالیهای خود
لبخند شیرینی هم ای جان! بر زیر لبهایت نهادم
اول دلم را هدیه کردم، وانگه به پای تو فتادم
مستانه افشاندم بتا، بوسه ز سر تا پای تو
لبهای من آتش گرفت، از آتشین لبهای تو
سرگشتهی دشت جنونم، تـا که هستم
از سـاغر عشق تو زیبا، مست مستـم
غیر از تـو دیگر در جهان یاری ندارم
دور از تو جز پیمانه، غمخواری ـدارم
- ۹۱۴
- ۰۳ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط