می روم بی خبر اینبار خیالت راحت

می روم بی خبر اینبار خیالت راحت

«تو بمان و دگران» یار خیالت راحت



بعد از این همنفس هر شب من خواهد شد

فقط این پاکت سیگار خیالت راحت



چند روزیست که تلخینگی تنهایی

می شود بر سرم آوار، خیالت راحت



سهم تو، پنجره هایی که تو را می خواهند

سهم من اینهمه دیوار، خیالت راحت



بعد از این یاد تو و بغض من و خاطره ها

نه امیدی و نه دیدار، خیالت راحت
دیدگاه ها (۴)

روح تورا به جسم غـزل ها دمیده اند معشوقه ای شبیه تو کی آفرید...

خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تردل دزدی و نگریزی، طرار چن...

دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشمولی اخم تو یعنی جنگ...

دراز کشیده‌امزنم شعری از جنگ می‌خوانَد،همین مانده بودتانک‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط