I'm not jealous

I'm not jealous
part 47
اون که در مورد من نگران نبود
پس چه اشکالی داره یکی از عامل های افزاینده ی سرعت داستان عشقی شون باشم؟
گوشی رو جونگکوک‌ گرفتم و گفتم

+وای تهیونگ ..وای تهیونگ نبودی.. نبودی که ببینی..هه رین رفت بار..نبودی که ببینی چشمای همه ی پسرا روش بودن..نمیدونی..لباسش جوری بود که منم روش کراش زدم..ببین شرط می‌بندم امشب تا باردار..

صدای خشن و دو رگه اش حرفامو قطع کرد

✓سریع ادرسو بفرست

و قطع کرد
منم یه لبخند شیطانی زدم
من که دروغ نگفتم خیلی خوشگل شده بود
تا ادرسو فرستادم نگاه خیره ی شیطون جونگکوک رو دیدم

+چیشده جدیدا خوشگل نگاه میکنی بلا

_احیانا اینو من نباید بگم؟

بعدش به آرومی موهامو نوازش کرد

+خب بالاخره من چیزایی که یاد گرفتم و باید یه جایی پیاده کنم

خنده اش گرفت که چال گونه هاش معلوم شد
باورم نمیشد این همون جونگکوکی بود که اصلا بهم توجه نمی‌کرد
اینقدر قشنگ می‌خندید که محوش شدم
روش پاشنه هام رفتم و چال گونه هاشو بوسیدم
یهو دستشو دور کمرم انداخت و بوسه ای روی پیشونیم زد

+عیییی شبیه این رمان ایرانیا شد

_چی؟

+ترجیح میدم همون دستمو ببوسی و از پرنسس به جای خانومی استفاده کنی

تا خواست جواب بده سایه ی مامانمو پشت سرش دیدم و قبض روح شدم
سریع دستمو جلوی دهنش گذاشتم و یهو پشت یکی از ستون های پارکینگ هلش دادم
چون حرکتم سریع بود ناخواسته روی زمین افتاد و منم روش
یک جورایی بغلش بودم
به پشت دیوار تیکه داده بود و پاهاش به صورت عمودی روی زمین بودن
من هم وسط پاهاش بودم و زانو نام روی زمین بود
در حالی که نفس های گرمش روی دستام پخش میشد و گوشه ی چشماش چین افتاده بود صدای پای مامانمو حس کردم و به جونگکوک بیشتر نزدیک شدم
رسما توی حلقش بودم
میتونم به جرعت بگم فاصله مون اندازه ی همون دستی بود که روی دهن جونگکوک گذاشته بودم
توی اقیانوس چشماشی بزرگ و قشنگش مثل کشتی ای در حال غرق شدن بودم
هر چی بیشتر نگاهش میکردم بیشتر دلم میخواست توی این زیبایی ساعت ها غرق بشم
قلبم خیلی تند میکوبید
قشنگ ضربانشو احساس میکردم
احساس می‌کردم اگه یکم دیگه توی همون وضع بمونیم قلبم قفسه ی سینمو میشکافه و به سمت جونگکوک میره
همون‌جوری که دستم روی دهن جونگکوک بود سرم رو یه سینه اش چسپوندم که ببینم اونم مثل منه
ولی دیدن اینکه قلب اون تند تر از مال من میزد بیشتر دلم خواست توی آغوشش لش کنم
اون روزایی که من توی این آغوش از خواب بیدار بشم کی میرسه؟
کی میتونم با خیال راحت بدون ترس از مامان توی آغوشش باشم؟
با صدای دوز شدن قدم های مامانم تازه نفسی گرفتم و یهو یادم اومد توی چه حالتی هستم
و خجالتی که باید تمام روز رو می‌کشیدم و یکجا کشیدم
مثل اینکه جنسش خیلی اصل بودا چون تا استخونم قرمز شده

_پس پرنسسم هم می‌تونه خجالت بکشه

آروم سرمو توی گردنش پنهون کردم
این خجالت شیبال دیگه چه صیغه ای هست؟

_قول نمی‌دونم اگه تا چند دقیقه دیگه همینجوری باشی امشبو ازت راحت بگذرم

یهو دیدم من رسما توی بغلش نشستم
چطور اینقدر شل شده بودم؟
خب چکار کنم اولین بارم بود همچین چیزی تجربه میکردم
دیدگاه ها (۴)

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

I'm not jealouspart 46_اونم برای بعد پرنسس..فعلا باید بریم خ...

سوپرایزززز

نام: قرارداد نفرتPart:80راهروی زیرزمین تاریک و ساکت بود.فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط