پارت ۲
پارت ۲
اسم سوکوکو:کدمن
پل ناگهان به ژنرال حمله کرد و در کمتر از شش دقیقه او را از پا درآورد.
بعد آرام به سمت دکتر رفت.
دکتر عقب رفت و به لبهی میز چسبید.
پل مچش را گرفت، چرخاند و با قفسهی سینه به میز کوبیدش.
دکتر با درد ناله کرد:
«آه… اگر فکر کردی بهت میگم اون کجاست، کور خوندی.»
پل آرام گفت:
«لازم نیست بگی. فقط کافیه یه قطره از این سرم رو بهت تزریق کنم.»
دکتر، با وجود ترس، غر زد:
«قبلش دستکم بگو برای چی میخواینش
پل مستقیم در چشمهایش نگاه کرد:
«واضحه. اون قدرت زیادی داره. میتونه هرجومرج به پا کنه. البته بستگی داره چطور ازش استفاده بشه.»
رمبو از آن طرف اتاق فریاد زد:
«پل! اینجا هیچی نیست!»
اسم سوکوکو:کدمن
پل ناگهان به ژنرال حمله کرد و در کمتر از شش دقیقه او را از پا درآورد.
بعد آرام به سمت دکتر رفت.
دکتر عقب رفت و به لبهی میز چسبید.
پل مچش را گرفت، چرخاند و با قفسهی سینه به میز کوبیدش.
دکتر با درد ناله کرد:
«آه… اگر فکر کردی بهت میگم اون کجاست، کور خوندی.»
پل آرام گفت:
«لازم نیست بگی. فقط کافیه یه قطره از این سرم رو بهت تزریق کنم.»
دکتر، با وجود ترس، غر زد:
«قبلش دستکم بگو برای چی میخواینش
پل مستقیم در چشمهایش نگاه کرد:
«واضحه. اون قدرت زیادی داره. میتونه هرجومرج به پا کنه. البته بستگی داره چطور ازش استفاده بشه.»
رمبو از آن طرف اتاق فریاد زد:
«پل! اینجا هیچی نیست!»
- ۱۹۴
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط