ات: چی؟

ات: چی؟
جونگین: همین که گفتم نباید سر دختر من داد بزنی
ات: دختر تو نیست دختر من هم هست
جونگین: اگه بود الان سرش داد نمی زدی
ات: بس کن
جوکیونگ: بابایی مامانی تقصیری نداره
جونگین: مگه نگفتم برو تو اتاقت
جوکیونگ: من لباس مامانی رو خراب کردم و اونم عصبانی شد
جونگین: لباس خریده می شه ولی بچه نه(رو به ات)
ات: معذرت می خوام
ات جوکیونگ و بغل کرد و جوکیونگ هم از ات معذرت خواهی کرد و جونگین هم از ات معذرت خواهی کرد.
دیدگاه ها (۱)

{خوانواده بی ارامش }

💗 پارت دوم | «این دیگه کیه؟!»جونگ‌کوک دستش روی دستگیره‌ی در ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇22ویو هویج:بعد از اون روز، ات سعی کرد...

سناریو جونگکوک

Part 2

.......//برده ی زیبا//........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط