پذیرایی دختر بچه 3 ساله از زائران کربلا

پذیرایی دختر بچه 3 ساله از زائران کربلا
داری چی پخش میکنی؟
دارم میوه پخش میکنم

چه میوه ای:
پرتقال

برای چی اینکارو میکنی؟
برای زوار امام حسین علیه اسلام


یک نیمه شب بهانه‌ی دلبر گرفت و بعد
قلبش به شوق روی پدر پر گرفت و بعد

اما نیامده ز سفر مهربان او
یعنی دوباره هم دل دختر گرفت و بعد

آنقدر لاله ریخت به راه مسافرش
تا خواب او تجلی باور گرفت و بعد

آخر رسید از سفر، اما سر پدر
سر را چقدر غمزده در بر گرفت و بعد

گرد و غبار از رخ مهمان مهربان
با اشک چشم و گوشه‌ی معجر گرفت و بعد

انگار خوب او خبر از ماجرا نداشت
طفلک سراغی از علی اصغر گرفت و بعد

از روزهای بی کسی اش گفت با پدر
یعنی نبرد بغض و گلو در گرفت و بعد:

خورشید من به مغرب گودال رفتی و
باران تیر و نیزه و خنجر گرفت و بعد

معراج رفتی از دل گودال قتلگاه
نیزه سر تو را به روی سر گرفت و بعد

دلتنگ بود دخترت و سنگ ِ کینه ای
بوسه ز چهره و لب و حنجر گرفت و بعد

..

اما دوباره فرصت جبران رسیده بود
یک بوسه آه از لب پرپر گرفت و بعد

جان داد در مقابل چشمان عمه اش
با بال های زخمی خود پر گرفت و بعد ...

شعر از وحیده افضلی - همه دوستان خداحافظی کردند رفتند پیاده روی اربعین باز از قافله جا ماندیم ...
دیدگاه ها (۷)

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

p37

🖤🥀سکوت𓆩 پــارت بیست‌ودوم 𓆪 🖤🥀هیچ‌کس حرف نمی‌زد.چشم‌های اسما ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

داستان عاشقانه جدید

پارت سوم..... :)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط