چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟

چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟

این بلایی که غم آورده سرم را، چه کنم؟

تا شکستی همه جایِ تن ِ من تیر کشید

تو بگو پشت و پناهم کمرم را چه کنم؟

نیمه ی جانِ من از داغ پسر رفت ز دست

نیمه جانیست و این مختصرم را چه کنم؟

از خدا بی خبران تیر به مشکت زده اند

عطش اصغر خونین جگرم را چه کنم؟

من چگونه بدنت را ببرم تا خیمه؟

خنده و هلهله ی دور و برم را چه کنم؟

بعدِ تو فاتحه ی چادر و معجر خوانده ست

همه رفتند و تو رفتی و حرم را چه کنم؟
دیدگاه ها (۱)

چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟این بلایی که غم آورده سرم ر...

چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟این بلایی که غم آورده سرم ر...

تو نباشی غم چشمان ترم را چه کنمبه سر جسم تو درد کمرم را چه ک...

#محرم🏴 جانم اباالفضل(ع)چه کسی دیده که در آب بسوزد جگریرویِ ...

#محرم غرورم له شده مثه بدنت همه چی رو بردن با پیروهنتسرم و ش...

▪ ️هشتم محرم الحراماکبرا! داغ تو دانی که چها با دل کرد؟عمر ک...

حضرت علی اصغر علیه السلامدست و پا می زنی انگار بغل می خواهیی...

#پست_ویژه_روز چقدَر تیر و سنان در تن اکبر ماندهخنده بر روی ل...

#حضرت_عباس_ع_شهادت#شب_تاسوعا #شب_نهمما که عمری ست گدای شب تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط