يک روزِ آفتابي را انتخاب کن

يک روزِ آفتابي را انتخاب کن
خودت را سريع به خانه برسان
راحت ترين مبلِ خانه را انتخاب کن
پرده ها را کنار بکش
در زيباترين فنجاني که داري قهوه بريز
و در آرامش کامل
در روزِ روشن
بدور از استرس هاي خارج از خانه
تمام عکس هايش را پاره کن
تمام خاطراتش را يکي يکي دور بريز
تمامِ کلمات راست و دروغش را از ذهنت پاک کن
بعد با شکوهِ تمام چروکِ لباست را مرتب کن
مثلِ آدمي که هيچ وقت عاشق نبوده
مثلِ آدمي که هميشه تنها بوده
از خانه بزن بيرون
بگذار زندگي يک نفسِ راحت بکشد...
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۹بعد از رفتن جونگکوک...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

P 24

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

پروانه جان

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط