دلارامم تو آرامم تو را رامم کجا ماندی

دلارامــم، تو آرامم، تو را رامـــم، کجا ماندی؟
شدم صیدت،تو بُردی ازدل آرامم کجا ماندی؟
اسیـری دستِ تقدیرم، که در دامِ تو زنجیرم
کشانیـدی مرا با دانه در دامـم، کجا ماندی؟
زدم من دست وپا افتاده ام دردامِ تو بی جان
تودیگر تابِ من بُردی ومن خامم،کجا ماندی؟
قفس را پیشِ من آور ،به زنــدانت شدم باور
که من دیگردِلت زندان نمی نامم،کجاماندی؟
چَهچَه زنـــم باغِ دلت را من کنـــم آباد
قناری بازی و من مرغِ این بامـم،کجا ماندی؟
پشیمانم،نمی خواهم که آزادازقفس باشم
کنارت می شود دنیا مرا کامــم،کجا ماندی؟
دیدگاه ها (۱۴)

در فراقت مُردم اما، عشقت از جانم نرفتخسته از ایام بی تو، صبر...

نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتینیم باقی مانده هم هروقت فرصت...

کاش از شعرم بخوانی، در دلم غوغاست بی توکاش برگردی عزیزم! عاش...

‍ تو را در بغض باران های هر شالی صدا کردم تو را در عطر گندمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط