دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پابوسے باران بروم
آسمان گفته که پا روے پرم نگذارید

اینقدر آئینه ها را به رخ من نکشید
اینقدر داغ جنون بر جگرم نگذارید

چشمےآبےتر از آئینه گرفتارم کرد
بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

آخرین حرف من اینست زمینے نشوید
فقط از حال زمین بےخبرم نگذارید ....
دیدگاه ها (۱)

تمام لذت برف به اینست که یکےباشد سرصبح زنگ بزند خبر آمدن برف...

آنقَدَر بے"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دورے تو داده عذابم که...

خیلے دلنشین است تمام شب را به تو خیره شوم من خیره به تو تو خ...

کاش"تنهایے"پرنده بود...گاهےهم به کوچ فکر مے کرد!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط