هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم

#هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم
روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم

بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل
همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم

👤 شهریار
دیدگاه ها (۱)

#ای حسنت از تکلف آرایه بی نیاز!اغراق صنعتی ست که زیبنده ی تو...

#جانها به بوی وصل تو بر باد داده ایم گر نی...

#گر چه او هرگز نمی‌گیرد ،ز حال ما خبر ...درد او هر شب ،خبر گ...

#دلبرا در دل سخت تو وفا نیست چرا؟کافران را دل نرمست و ترا نی...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط