تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
عـاشقی ها از دلـم دیوانگی هـا از سرم
شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
آتـشــی جــاویــــد باشـــد در دل خاکـستـــــرم
سـرکـشـــی آمــوخت بخت از یـار یـا آمــوخت یار
شـیـــــوه بــازیــگـــــــری از طــالـــــــع بــازیـگــــــرم؟
خــاطـــرم را الفتـــی بـا اهـل عالـــم نیســت نیســت
کــــز جهــــانی دیـگــــرنــد و از جهـــانــــی دیـگــــرم. . .

/ سعید
دیدگاه ها (۷)

سـاقــی بده پیمانه ای ز آن می کـــه بی خویشم کنـــد بر حسن ش...

ما نظر از خرقه پوشان بسته ایم  دل بـه مهـر بـاده نوشـان بسته...

آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سز...

گفت خیلی میترسم ؛گفتم چرا ؟گفت چون از ته دل خوشحالم . . .این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط