#تکپارتی

#تکپارتی
موضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما هیچ بوس یا بغلی بهشون ندادیم)
بنگچان/ا.ت

..فقط یه بغل کوچولو، لطفا🥺
نه! من نمیتونم اینکارو بکنم.

واقعا؟ الان یعنی چی؟ اون مگه بچست که بخاطر یه بغل کوچیک باهات قهر کنه؟
هی بیخیال مرد!.. تو ۲۸ سالته!

آهی از سر کلافگی کشیدی و برای بار آخر چان رو به امید جواب دادن و شنیدن صداش، صدا زدی. اما دریغ از یه جواب کوچیک حتی یه سرفه!

تقریبا سه ماهی میشد با این پسر وارد رابطه شده بودی.
خب همچی خوب و نرمال بود و رابطتون یه رابطه درست و کامل بود.
البته باید بگم که تو این سه ماه شما حتی یه بغل ساده هم به اون پسر بینوا نداده بودی!
بار ها از خواهش کرد که بزاری فقط برای چند لحظه کوتاه بغلت کنه اما هربار با گفتن جمله «نمیتونم اینکارو بکنم.» دست رد به سینه‌ش زدی.

امروز هم یه روز مثل روزای قبل بود فقط با این تفاوت که امروز چان، مثل یه پسر بچه پنج ساله باهات قهر کرده بود و رفته بود تو اتاق و درم قفل کرده بود!
بار ها صداش کردی و ازش خواستی تا تو رو ببخشه اما متاسفانه اون پسر انگار تو گوشاش هدفون گذاشته بود چون حتی یه صدای کوچیک هم ازش درنمیومد.
دیگه خسته شده و از طرفی هم دلت نمیومد که اون مرد اینطوری از دستت ناراحت باشه برای همین آخرین شانست هم امتحان کردی..
گوشیت رو برداشتی و یه پیام کوچیک به چان دادی.
زمانی که دیدی پیامتو سین زد اما جواب نداد نفس راحتی از اینکه هنوز بیداره و سالمه کشیدی و به پیام دادن ادامه دادی..

«چان میشه بیای بیرون؟»

به پیامت فقط یه ریکت دیس لایک داد..

«لطفااااا»

باز هم فقط سین زد اما جواب نداد..

«چان به جون عزیزترین کَس‌َم که خودت باشی قسم میخورم اگه بیای بیرون تا هروقت که بخوای من بغلت میکنم!»

هنوز چند ثانیه از فرستاده شدن پیامت نگذشته بود که در اتاق باز شد و چان با موهای بهم ریخته و چشمای مظلوم از اتاق اومد بیرون..
روی مبل نشسته بودی و زمانی که چان رو دیدی گوشی رو گذاشتی کنار و دستات رو باز کردی..
اون بلافاصله به سمتت اومد و خودش رو تو آغوشت جا داد.

دستای ظریف و لاغرتر رو محکم دورش حلقه کردی و سعی کردی از اولین بغلی که چان می‌دادی لذت ببری و آروم بشی..
برخلاف تصورت بغل چان بقدری گرم و مهربون که پشیمون شدی ک چرا تا الان امتحانش نکرده بودی!

یه بوسه کوچیک رو موهای طلایی و کوتاهش زدی و بعد با صدای آروم گفتی:«چان من معذرت میخوام..قول میدم از این به بعد هر چقدر که بخوای بغلت کنم.»

اون سرش رو بالا آورد و با لبخند قشنگی سرشو بهت نزدیک کرد و شروع کرد به بوسیدنت..🫠

End.
#straykids #bangchan #leeknow #cangbin #hyunjin #han #felix #seungmin #jeongin
دیدگاه ها (۱۲)

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

«گمشده در اعماق جنگل»🐾نام:: گمشده در اعماق جنگل🐾کاپل اصلی:: ...

هعیی اینو خیلی دوست دارم 🫠🫠

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط