چه هوایی

چه هوایی
چه طلوعی
جانم...

باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا

به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند

به خدایی که خودم میدانم
به خدایی که دلش پروانه است
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند

و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
که مبادا که ترک بردارد
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
دیدگاه ها (۴)

میخاهم بروم!جایی که خداهم برای پیداکردنم کمی درگیرشود!!!

سلام.وقت همه دوستای گلم بخیر

می ﺗﺮﺳـــــﻢ.. ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐــﻪ دخترم ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳـــــﻪ :مامان ﺟــ...

دوستان مسابقه قشنگترین امضاءهستش تواینستااین دوستم رولایک کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط