لب تو حکم عسل دارد و چشمت می ناب
لب تو حکم عسل دارد و چشمت می ناب
صحبت از عشق و وصالست دلم را دریاب
گونه ات سیب بهشت است فریبا و قشنگ
به تماشای تو من امده ام خوب بخواب
گردنت مرِمرِ نیلوفرِ در اب بُود
گیسوان مخمل و ابریشمِ عشق است بتاب
مردم چشم سیاه تو همه دام بود
از نگاه تو شده حال دلم مست و خراب
دانه های دل تو سرخ و بهم پیوسته
قد موزون تو اشفته کند عهد شباب
خبرت هست دلت مایهء امّید منست
دل من بهر رسیدن همه در تب همه تاب
گفتم از عشق بگویم که تو را خام کنم
دلبری کردی و دیوانه شدم غرق سراب
نفس باد صبا بودی و اهوی ختن
منِ دیوانه به عشق تو شدم سرب مذاب
اتشی بر دل این عاشق دیوانه زدی
نگرانم نگرانم که ندادی تو جواب
دلبری کردن تو شهرهء شهرست بدان
لب تو حکم عسل دارد و چشمت می ناب
صحبت از عشق و وصالست دلم را دریاب
گونه ات سیب بهشت است فریبا و قشنگ
به تماشای تو من امده ام خوب بخواب
گردنت مرِمرِ نیلوفرِ در اب بُود
گیسوان مخمل و ابریشمِ عشق است بتاب
مردم چشم سیاه تو همه دام بود
از نگاه تو شده حال دلم مست و خراب
دانه های دل تو سرخ و بهم پیوسته
قد موزون تو اشفته کند عهد شباب
خبرت هست دلت مایهء امّید منست
دل من بهر رسیدن همه در تب همه تاب
گفتم از عشق بگویم که تو را خام کنم
دلبری کردی و دیوانه شدم غرق سراب
نفس باد صبا بودی و اهوی ختن
منِ دیوانه به عشق تو شدم سرب مذاب
اتشی بر دل این عاشق دیوانه زدی
نگرانم نگرانم که ندادی تو جواب
دلبری کردن تو شهرهء شهرست بدان
لب تو حکم عسل دارد و چشمت می ناب
- ۱.۷k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط