من با استعداد بودم یعنی هستم

من با استعداد بودم . یعنی هستم .
بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم .
یا یک چیز دیگر .
ولی دست‌هایم چه کار کرده اند؟
یک جایم را خارانده‌اند ، چک نوشته ‌اند ، بند کفش بسته‌ اند ، سیفون کشیده‌اند ...
دست‌هایم را حرام کرده‌ام .
همین‌طور ذهنم را...! " چارلز بوکوفسکی "
دیدگاه ها (۱۶)

دوست داشتنت ،هــوس نیست . . . کـه بــاشـد و نبــاشـد !نفــس ...

تـــو نباید " دعای مـن " باشی !از خـدا خواستم ، مـوافق بود !...

نگذار دیگران نام تو را بدانندهمین زلال چشمانتبرای پچ پچ هزار...

نخست ... دير زماني در او نگريستمچندان كه چون نظر از وی باز گ...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

پارت نهم -رقص با توطئه-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط